پیش از این درباره گوناگونسازی نوشتهام. این بار میخواهم کمی درباره روشهای گوناگون کردن فعالیتهای ریاضی بنویسم.
یکی از چالشهای گوناگونسازی این است که هنگام آموزش به کل کلاس چه طور فعالیتهایی طراحی کنیم که روی یک مفهوم ریاضی یا یک مهارت به گونهای تمرکز کند که طیف گستردهای از نیازهای دانشآموزان را برآورده نماید.
در اینجا دو روش گوناگون کردن فعالیتهای یادگیری را با الهام از صورتبندی منابعی که در ادامه میآید، آوردهام که به کمک آنها میتوان هنگام طراحی مسئله، محتوا، فرآیند و ماحصل یادگیری را گوناگون کرد و فرصت درگیر شدن، تقلای سازنده و یادگیری را برای دانشآموزان بیشتری فراهم نمود.
فعالیتهای موازی
فعالیتهای موازی، دو یا سه فعالیت مختلف هستند که روی یک ایده اصلی تمرکز میکنند اما سطوح متفاوتی از دشواری را پیشنهاد میکنند. این فعالیتها باید به گونهای طراحی شوند که همهی دانشآموزان بتوانند به طور معنیداری در گفتوگوی کلاسی که بعد از انجام فعالیت اتفاق میافتد، شرکت کنند. شما میتوانید بر اساس آمادگی بچهها به آنها بگویید که در کدام فعالیت شرکت کنند یا میتوانید از آنها بخواهید که خودشان فعالیت را انتخاب کنند. به هر حال دانشآموزان میدانند که اگر فعالیتی را انتخاب کردند که برایشان بیش از حد دشوار بود، همیشه میتوانند فعالیت انتخابیشان را عوض کنند. ببینید که فعالیت موازیای که در ادامه آمده چه طور روی ایده اساسی تقسیم در سطوح متفاوتی از دشواری تمرکز میکند.
| فعالیت اول: ۴۸ دانشآموز پایه چهارم در زمین بازی هستند. آنها میخواهند چهار تیم تشکیل دهند به طوری که تعداد اعضای تیمها برابر باشد. در هر تیم چند دانشآموز خواهیم داشت؟ | فعالیت دوم: ۱۰۸۰ دانشآموز پایه چهارم در پنج مدرسه تحصیل میکنند. در این پنج مدرسه تعداد دانشآموزان پایه چهارم برابر است. در هر مدرسه چند دانشآموز پایه چهارم هست؟ |
هر دو فعالیت فرصتی برای دانشآموزان فراهم میکنند تا روی تقسیم کار کنند، اعداد فعالیت دوم، باعث میشوند که این فعالیت دشوارتر باشد. اگر دانشآموزی تمایل یا نیاز داشته باشد که از ابزار استفاده کند تا بتوانند به شکل مساوی ۴۸ دانشآموز را در چهار تیم پخش کند، اعداد فعالیت اول همچنان این امکان را به او میدهد. از طرف دیگر، اعداد در فعالیت دوم برای مدل کردن به کمک مکعبهای تکی بسیار پرزحمت است، ولی از طرف دیگر، دانشآموز میتواند از ابزارهای مبنای ده استفاده کند تا بتوانند ۱۰۸۰ را در ۵ گروه پخش کند. حتی اگر دانشآموزان از تقسیم طولانی یا الگوریتم خارجقسمتهای جزیی برای فعالیت دوم استفاده کنند، بزرگی اعداد و وجود صفر در مقسوم همچنان باعث دشوار بودن فعالیت میشود.
شما میتوانید با طرح سوالهایی که به هر دو فعالیت مربوط است، گفتوگوی کلاسی را تسهیل کنید. برای مثال با توجه به دو فعالیت قبلی میتوانید سوالهای زیر را از کل کلاس بپرسید:
- چه طور معلوم کردید که چند دانشآموز در هر گروه است؟
- بعضی از شما اشاره کردید که تعداد کل دانشآموزان را بر اساس ارزش مکانی خرد یا تقسیم کردید و سپس فکر کردید که چطور آن مقادیر را در گروهها به شکل مساوی پخش کنید. چرا این راهبرد معنادار است؟
- فرض کنید یک دانشآموز پایه چهارمِ دیگر هم هست. پاسخ شما چهطور تغییر میکند؟
- فرض کنید یک دانشآموز به هر گروه اضافه شود. چند دانشآموز پایه چهارم دیگر خواهیم داشت؟
با اینکه بچهها روی فعالیتهای مختلفی کار کردهاند، از آنجا که هر دو فعالیت روی یک ایده اساسی تمرکز کردهاند، این سوالها به دانشآموزان امکان میدهد که تفکرشان را به کمک ایدهها و راهبردهایی که از دوستانشان میشنوند، گسترش دهند.
برای بسیاری از مسئلههای محاسباتی، شما به راحتی میتوانید با تغییر دادن اعداد، سطح دشواری را تغییر دهید. در مسئلهی بعدی، دانشآموزان میتوانند مجموعه اعداد اول، دوم یا سوم را که در پرانتز قرار دارند انتخاب کنند. دادن حق انتخاب به بچهها باعث میشود که انگیزهی بیشتری برای انجام فعالیت داشته باشند و یادگیرندههای خودتنظیمتری شوند.
سوالهای باز
بیشتر سوالهایی که در کتابهای درسی میبینیم، سوالهای بستهپاسخ هستند. به این معنی که این سوالها فقط یک پاسخ دارند و حتی اغلب فقط یک راه برای رسیدن به پاسخ آنها وجود دارد. این نوع سوالها نمیتوانند نیازهای طیف وسیعی از دانشآموزان را در کلاس شما برآورده کنند. در مقابل، سوالهای باز سوالهای گستردهای هستند که میتوانند با راهحلهای متنوعی حل شوند یا پاسخهای متنوعی داشته باشند. از آنجاییکه این سوالها، واکنشهای معنیدار دانشآموزانی را که در سطوح متفاوت رشد هستند، برمیانگیزانند، به آسانی نیاز طیف وسیعتری از دانشآموزان را رفع کنند.
سوالات باز مطالبهی شناختی بسیار بالایی دارند؛ چون دانشآموزان لازم است برای حل آنها کاری بیشتر از یادآوری یا دنبال کردن قدمها در فرآیند حل مسئله را انجام دهند. همچنین فرصتهای زیادی برای دانشآموزان وجود دارد که به روش خودشان با مساله مواجه شوند. این به این معنی است که سوالهای باز به صورت خودکار با سطح آمادگی دانشآموزان سازگار هستند. در نتیجه وقتی یک سوال باز مطرح میشود، بیشتر دانشآموزان میتوانند راه مناسبی برای مشارکت پیدا کنند. این به افزایش اعتماد به نفسشان در حل ریاضی کمک میکند و همچنین به معلم کمک میکند که به بینشی درباره سطح فهم آنها برسد.
شما میتوانید از راهبردهای متنوعی برای ساخت یک سوال باز استفاده کنید. بعضی از این روشها در ادامه آمده است:
- توضیح بخواهید. مثلاً: «چطور حاصل ضرب ۱۲ در ۵ را پیدا میکنی؟»
- پاسخ را بدهید و سوال را بخواهید. مثلاً: «دو عدد پیدا کن که حاصل ضرب آنها برابر ۵۰۰ شود.»
- جای یک عدد را در صورت یک سوال خالی یا علامت سوال بگذارید. مثلاً: «…. قفسه داریم که در هر کدام …. جلد کتاب هست. چند کتاب در قفسه است؟»
- دو موقعیت را نام ببرید و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها سوال کنید. مثلاً: «۵×۱۲ چه تفاوتی با ۵×۱۲۰ دارد؟
- سوالی ابداع کنید که بتواند طیفی از جوابهای قابل قبول ایجاد کند، برای این منظور میتوانید سوال را کمی مبهم کنید؛ به این ترتیب دانشآموزان باید دست به انتخاب بزنند. مثلاً: «دو عدد پیدا کنید که حاصل ضرب آنها نزدیک ۵۰۰ باشد.»
- و خیلی روشهای دیگر!
بازهم درباره گوناگونسازی مینویسم.
منابع:
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.